تبليغاتX
دانشگاه ارومیه
وبلاگ دانشجویی دانشگاه
به گزارش آينده روشن، از چند روز قبل سايت شيعه نيوز كه مورد توجه كاربران علاقمند به موضوعات جهان شيعه بوده است از سوي برخي آي اس پي ها فيلتر شده و از دسترس خارج شده است.

بسته شدن سايت هاي مذهبي از سوي مخابرات گاه به علت اشتباهات فني روي مي دهد كه احتمال فيلتر اشتباهي سايت هاي مذهبي در اين مورد بيشتر است.

با توجه به اينكه فيلتر شدن شيعه نيوز بدون هر گونه اختار و تذكري انجام گرفته است اميدواريم مشكل فيلتر اشتباهي آن مرتفه شده و كاربران باز هم بتوانند از اين پايگاه خبري استفاده نمايند.

+ نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 0:30  توسط مرتضی  
طراحي دوربيني با قابليت مشاهده‌ي مواد ممنوعه‌ي پنهان در لباس! چاپ ارسال به دوست
نگارش يافته توسط سعيد انصاري   
camera_thruvision_t500.jpg يك شركت انگليسي دوربيني ساخته كه با استفاده از يك فن‌آروي به نام تصوير غيرمنفعل مي‌توانند اسلحه، مواد مخدر يا مواد منفجره‌ي پنهان شده در داخل لباس را تا فاصله‌ي 25 متري كشف كند.
دوربين T5000 كه از سوي شركت Thruvision با استفاده از فن‌آوري تصوير غيرمنفعل و از طريق اشعه‌هاي الكترومغناطيسي طبيعي معروف به اشعه‌هاي T-rays كه اشياء ساطع مي‌كنند، مي‌تواند آن‌ها را تشخيص دهد. اين دوربين قدرتمند حتي زماني كه افراد در حال حركت هستند قادر است اشياي پنهان شده در داخل لباس آن‌ها را بدون نشان دادن جزئيات فيزيكي بدن، تشخيص دهد. اين فن‌آوري كه كاربردهاي نظامي و غيرنظامي دارد كه مي‌تواند در فرودگاه‌هاي شلوغ، محل‌هاي خريد و رويدادهاي ورزشي مورد استفاده قرار گيرد، در نمايشگاه پيشرفت‌هاي علمي انگليس به نمايش درمي‌آيد. بر اساس اين گزارش در حاليكه اين فن‌آوري امكان تشخيص را بالا مي‌برد، اين نگراني را نيز افزايش مي‌دهد كه انگليس در حال تبديل شدن به يك جامعه تحت مراقبت است كه در آن صدها هزار دوربين تلويزيوني مدار بسته، روزانه اعمال مردم را مونيتور مي‌كنند. اين فن‌آوري بر اين اساس كار مي‌كند كه تمامي افراد و اشياء ميزان اندكي اشعه‌ي الكترومغناطيسي از خود ساطع مي‌كنند كه امواج T-rays نام دارند و در دامنه‌ي امواج مغناطيسي بين امواج مادون قرمز امواج ميكرو قرار دارند و مي‌توانند از ديوارها عبور كنند.
+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 0:13  توسط مرتضی   | 
یه بار خواستیم یه کلاس رو بپیچونیم. طبق معمول من به خاطر درشتی چثه توسط استاد دیده شدم و سریع غیبم زد. دخترها هم که پایه تعطیلی کلاس همه خودکار تو دهن تو کلاس منتظر بودن استاد بگه تا بنویسن. منم دیدم رفتن گفتم منم که دیده برم دیگه. رفتم سره کلاس استاد چپ چپ نگاه کرد که چرا در رفتی یهو؟ تا اینجا من یه بار جلو دخترها ضایع شدم. . خلاصه نشستم و دیدم که ناجوره بین سه چهارتا دختر من تنها پسر کلاس باشم.  شاکی پاشدم تریپ قهر رفتم بیرون از این ناراحت که کلاس رو بدون پسرها با سه تا دختر تشکیل داده. رفتم بیرون دیدم دوست هام یه جا جمعن. گفتم بیاید با هم بریم سر کلاس. خودم جلو جلو برگشتم در کلاس رو باز کردم که بریم تو بشینیم که یهو دیدم یکی عین جت لی با یه لقد اومد سمتم و من به این گندگی رو از کلاس انداخت بیرون و در رو روم بست. خنده ی دخترها و پسرها به ضایع شدن من یه طرف. خنده خودم از حرکت استاد که فقط از زاویه دید من یه جور دیگه بو د یه طرف دیگه.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رز اولی هم که رفته بودم دانشگاه استاد ریاضی مون دکتر فیض بود که دانشگاه تهران هم درس میده. پیرمرد بد اخلاقیه. نمی دونم چی گفت که من یه دونه از تیکه های مخصوص دبیرستانمو انداختم که (زمان خودش خیلی بامزه بود) یهو استاد برگشت بدون اینکه بخنده بهم نگاه کرد و گفت اینجا دانشگاهه. دبیرستان نیست که اومدید تیکه بندازید.

منم خنده ی خودم گیر کرد تو گلوم و عقده شد برام.  ذوقمو کور کرد. که دیگه دانشگاه تیکه نندازم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 11:27  توسط مرتضی  
باز هم گریه ی یک طفل یتیم...

بدون شرح :

باز هم خون

                                  باز هم بوی جنون

                                                                   بازهم ناله ی دیروز و تمنای کنون

    تیغ در دست شغال

                                         و کبوتر،  بی بال

                                                           و سرِ بی تنی از روح کمال

و دگر خم شده از درد، قد ِ سرو سهی

                                                             و یکی آه   رها گشته ز هر سینه، گهی

                                                                                                                   که دل از عشق تهی 

باده، بی جام شده نقش زمین

                                      ظلم هم دیده به عدل است و نشسته به کمین

                                                              و بگو تو، چه توان گفت به یک چشم نمین

                                                                                         و دگر هیچ همین...

منبع : وبلاگ سروده های یک دوست دار ادب

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 0:51  توسط مرتضی   | 

کاش وزیر اطلاعات ارومیه ای بود

امروز خبر افتتاح بزرگراه ۱۵ خرداد در شرق اصفهان را در روزنامه  اعتماد ملی  خواندم و دیدم که نوشته بزرگراه ۱۵ خرداد در خشکترین منطقه اصفهان در ۷۰ کیلومتری شرق آن افتتاح شد و جالب است بدانید که این بزرگراه در مسیر روستای اژیه قرار دارد( زادگاه محسنی اژه ای وزیر اطلاعات که در افتتاح این بزرگراه حضور داشته و سخنرانی کرده است) اما موضوع از اینجا شروع شد که بعد از خواندن این خبر به مظلومیت بیشتر منطقه و زادگاهم و بی کفایتی مسئولانش در طول بعد از انقلاب پی بردم ( چون سن من به قبل از انقلاب نمی رسد) وقتی می بینم که بعد از ۲۸ سال از شروع احداث جاده شهید کلانتری این پروژه تمام نشده است و این در حالی است که اگر این پروژه تمام بشود می تواند در اوضاع اقتصادی ارومیه یک جهش را ایجاد بکند و در کمترین حالت ممکن محصولات کشاورزی را از طریق این جاده به تبریز منتقل و لوازم صنعتی را از تبریز به ارومیه آورد و بقیه امور مثل جذب توریسم و غیره را نیز رونق بخشد که حال بماند . ولی می بینیم که در خشک و بی آب ترین نقطه اصفهان بزرگراه احداث می شود و بانی این جریان نیز بنیاد ۱۵ خرداد می باشد  بنیادی که من فقط اسمش را در استان خودمان شنیده ام و هیچ عملکردی از این بنیاد تا به حال به گوش من که از سال ۷۸ تا ۸۴ در ارومیه خبرنگار بودم و با تمام ارگانها ارتباط داشتم نرسیده است .( حالا من نمیگم پل شهید کلانتری را تمام می کردن حداقل یک مدرسه یا کتابخانه می ساختند ).

ای کاش وزیر اطلاعات اهل ارومیه بود تا شاید این بزرگراه شهید کلانتری هم افتتاح می شد ای کاش.
+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 1:24  توسط مرتضی   | 
يك دسته از جشن‌هاي اقوام آريايي، جشن‌هاي آتش است كه از ميان دو جشن سده و جشن چهارشنبه سوري از شهرت بيشتري  دارد. جشن آذرگان و جشن شهريورگان نيز از جشن‌هاي آتش بوده‌اند كه فراموش شده‌اند.
جشن سوري يا چهارشنبه سوري كه اينك در شب چهارشنبه آخر سال با مراسم و آداب ويژه‌اي برگزار مي‌شود، يكي از جشن‌هاي پرشكوه و سرشار از مراسم و شعاير بوده است.
شواهد دلالت بر آن دارد كه اين جشن از اوايل قرن هفتم هجري به دست فراموشي سپرده شد، سپس با عناويني ديگر از سده‌هاي دهم معمول شد.
هاشم رضي  در كتاب گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:" ايرانيان در يكي از چند شب آخر سال جشن سوري را كه عادت و سنتي ديرينه بود، با آتش‌افروزي همگاني برپا مي‌كردند.
اما چون اساس تقسيم آنان در روزشماري بر آن پايه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌هاي كنوني روزها بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنين جشني برگزار نمي‌شد. روزشماري كنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شد. بي‌گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماري تازيان چهارشنبه نحس و بديمن به شمار مي‌آمده از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي‌كوشيدند نحوست چنين شبي را از بين ببرند."
يكي از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوري و ساير مراسم زرتشتيان، فراهم آوردن آجيل مشكل گشاست. زرتشتيان به اين آجيل هفت مغزينه لرك مي‌گويند.
اين آجيل كه به آجيل گهنبار هم معروف است شامل هفت مغزينه يا ميوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجير و خرما كه گاهي در لابه‌لاي اين آجيل تكه‌هاي كوچك نبات و نارگيل هم ديده مي‌شود. اين آجيل در مراسم مختلف زرتشتيان از جمله: آفرين گان‌ها، گهنبارها، جشن‌خواني، جشن‌نوزادي و در مراسم سدره پوشي و ساير اعياد به مدعوين داده مي‌شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 18:8  توسط مرتضی   | 

ستاد ارتش ترکیه با تایید خبر آغاز عملیات زمینی در شمال عراق گفت:عملیات زمینی همانند عملیات هوایی برای نابودی پایگاههای پ ک ک صورت گرفته است و غیرنظامیان و ساکنان محلی از هرگونه گزندی در امان خواهند بود .

 

واحد مرکزی خبر:در بیانیه ستاد ارتش ترکیه آمده است: قوای زمینی ترکیه به منظور انهدام پایگاههای گروه تروریستی پ ک ک و بازداشت اعضای این گروه از ساعت19دیروز پنجشنبه با حمایت نیروی هوایی وارد شمال عراق شد و پس از نیل به اهداف مورد نظر خاک عراق را ترک خواهد کرد.

آخرین خبر دریافتی از پیشروی نیروی زمینی ارتش ترکیه تا عمق ده کیلومتری شمال عراق حکایت دارد و همزمان یگانهای توپخانه نیز مواضع پ ک ک را گلوله باران می کنند .

منابع خبری ترکیه اعلام کردند رییس جمهور و نخست وزیر ترکیه دیشب درگفتگو با همتایان عراقی خود اطمینان دادند در این عملیات به غیر نظامیان آسیبی نخواهد رسید.

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 23:38  توسط مرتضی   | 

دانشگاه ارومیه در یک آگهی از متقاضیان (فارغ التحصیلان یا دانشجویان سال آخر دکترا) برای استخدام بعنوان عضو هیئت علمی دعوت به همکاری نموده است. از میان ۳۴ رشته در زمینه دامپزشکی هم سه رشته با گرایش باکتری شناسی - فارماکولوژی و جراحی دامپزشکی در این آگهی به چشم میخورد.

متقاضیان باید درخواست کتبی خود را بهمراه سوابق علمی و آموزشی و تصویر آخرین مدرک تحصیلی به آدرس حوزه معاونت آموزشی دانشگاه ارومیه ارسال نمایند.

آدرس : ارومیه -  خ شهید بهشتی -  صندوق پستی ۱۶۵ -  کد پستی ۵۷۱۵۳ -  حوزه معاونت آموزشی

تلفن ضروری تماس : ۳۴۵۷۹۲۰-۰۴۴۱

جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت دانشگاه به آدرس www.urmia.ac.ir مراجعه فرمایید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 0:35  توسط مرتضی  

بسم الله الرحمن الرحيم


هرچه داريم از شهدا داريم و انقلاب حاصل خون شهيدان است.


به تاريخ ۱۳۵۹/۱۰/۱۹ شمسي ساعت ۱۰/۱۰ شب چند سطري وصيتنامه مي نويسم .هرشب ستاره اي را به زمين مي کشند و باز اين آسمان غمزده غرق ستاره است.مادر جان ! مي داني تور را بسيار دوست دارم و مي داني که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت .مادر ! جهل حاکم بر يک جامعه انسان ها را به تباهي مي کشد و حکومت هاي طاغوت مکمل اين جهلند و شايد قرن ها طول بکشد که انساني از سلاله ي پاکان زاييده شوند و بتوانند رهبري يک جامعه ي سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را دردست گيرد و امام تبلور سلاله ي ادامه دهندگان راه امامت و شهامت وشهادت است.مادر جان ! به خاطر داري که........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 0:44  توسط مرتضی   | 
بار دیگر بی کفایتی و بی برنامه گی مسئولان و مدیران دانشگاه ارومیه باعث سردرگمی دانشجویان گردید !!

این واقعه در حالی اتفاق می افتد که چندی پیش به دلیل برودت هوا و عدم تهیه ی  تدارکات لازم چند بار برنامه ی امتحانات دانشگاه تغییر یافته و باعث سر درگمی و تغییر روحیه ی دانشجویان که خود را برای فصل امتحانات اماده کرده بودند شده و موجبات  کاهش ضریب معدل دانشجویان را فراهم نمود

بعد از ناهماهنگی های بسیار  در برگزاری امتحانات این بار نوبت یه انتخاب واحد دانشجویان رسید که با تغییر چند باره ی تاریخ انتخاب واحد و حذف و اضافه موجبات سردرگمی دانشجویان را فراهم نمودند این مهم در حالی اتفاق می افتد که هنوز بعضی از اساتید از ارائه ی نمرات خودداری نموده و نظر به آماده نبودن کارنامه ی دانشجویان "دانشجویان همچنان از حذف دروس خود توسط اداره ی  آموزشی دانشکده ی خود   هراس دارند   

امروز بارها می شد این سخن را  از زبان دانشجویان شنید که اگر این دانشگاه جزو ده دانشگاه برتر کشور باشد «وای به حال سایر دانشگاه ها»

به  امید  روزی که بتوان با قدرت از حیثیت دانشگاه دفاع کرد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 0:22  توسط مرتضی   | 
برگزاری سومین دوره مسابقات روبوکاپ آزاد ایران، 15 تا 17 فروردین ماه


برگزاری سومین دوره مسابقات روبوکاپ آزاد ایران، 15 تا 17 فروردین ماه سال آینده در واحد قزوین
رئیس کمیته ملی روبوکاپ ایران با اشاره به حضور بیش از 480 تیم در سومین دوره مسابقات بین المللی روبوکاپ آزاد ایران 2008، از رشد 30 درصدی تیم های شرکت کننده در این مسابقات خبر داد.
     
 به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی، دکتر مرتضی موسی خانی در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی آنا با بیان این مطلب افزود: به دنبال برگزاری موفقیت آمیز دو دوره قبلی مسابقات روبوکاپ آزاد ایران از سوی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین، مجوز برگزاری سومین دوره مسابقات 2008 نیز برای این واحد دانشگاهی صادر شد.

وی افزود: در سومین دوره مسابقات بین المللی روبوکاپ آزاد ایران 2008 که 15 تا 17 فروردین سال 87 در واحد قزوین برگزار می شود، 24 تیم از کشورهایی نظیر آلمان، چین، برزیل، اسپانیا، ترکیه، مالزی، هلند، مکزیک، امارات و... با یکدیگر به رقابت می پردازند.

رئیس واحد قزوین خاطرنشان کرد: سال 2006، 89 تیم، سال 2007، 360 تیم و سال 2008 با رشد 30 درصدی، بیش از 480 تیم در این مسابقات شرکت کردند.

وی تصریح کرد: امسال با هماهنگی و حمایت های استانداری قزوین، علاوه بر اسکان شرکت کنندگان، سومین دوره مسابقات روبوکاپ آزاد ایران 2008 در واحد قزوین برگزار می شود.

یادآور می‌شود، موسی خانی، کیفیت برگزاری مسابقات در سال های گذشته را از عوامل موثر برای انتخاب واحد قزوین به عنوان مجری مسابقات آزاد ایران برای سومین بار از سوی ناظران فدراسیون روبوکاپ دانست.
 

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 23:41  توسط مرتضی   | 
برگرفته از دفترچه خاطرات يک گوسفند)
اسم من گوسفند است. پدرم گوسفندي چاق و چله* بود که چند سال پيش در حمله گرگ سياهي شربت شهادت نوشيد و به لقا لله
 پيوست. مادرم را هم به سفر حج بردند که تاکنون از وي خبري نيست. من دوران بره*گي*ام را تحت نظارت اساتيد بزرگ دامپروري با
 موفقيت سپري کرده و وارد گله دوستان و آشنايان شدم.
من از بزغاله*ها خوشم نمي*آيد چون خيلي شيطون و بلند پروازند. برخلاف من که سرم را پايين مي*اندازم و همان علف جلوي رويم را
 ميخورم، بزغاله*ها از درخت و درختچه*ها بالا ميروند تا مزه برگ درخت را تست کنند. من خيلي قانع و صبورم. کاري به کار بزرگان ندارم.
 اصلا نميدانم صاحب يا صاحبان من چه کساني هستند. چرا به من غذا ميدهند يا نميدهند. کاري ندارم که آنها چرا ميخواهند مرا چاق و فربه
 کنند. غذاي مورد علاقه من يونجه با سالاد کاهو و سس آب هندوانه است.
گاهي اوقات صاحبم يک دسته يونجه در دستش ميگيرد و راه ميرود و مرا دنبال خود ميکشاند. الان سالهاست که دنبال صاحبم ميدوم تا بلکه
 به آن مدينه فاضله يونجه*اي وعده داده شده برسم.
از روزي که سياست ما عين ديانت ما شد من هم وارد عالم سياست شدم. روزهاي گرم تابستان، صاحبانم زير سايه بان ايوان حياط قديمي
 مي*نشينند و در مورد سياست حرف ميزنند و خربزه ميخورند و هندوانه قاچ ميکنند. من هم که در گوشه اي از آن حياط ساکت و آروم
 نشسته ام، با صبوري به حرفهاي آنها گوش ميدهم و در جهت تاييد صحبتهاي آنها گاهي ”بع بع“ هم ميکنم. صاحبان مهربانم خربزه را
 خودشان ميخورند و پوستش را جلو من پرت ميکنند. تا بحال زياد اتفاق افتاده که پايم روي پوست خربزه رفته و ليز خوردم و با کله به زمين
 افتادم ولي خب چه کنيم ما گوسفنديم ديگه. باز بلند ميشم و همان پوست خربزه رو ميخورم.
من گوسفندم. من يک وبلاگ هم دارم. هميشه منتظر ميمانم که صاحبم يک مطلب يا خبري را عليه دشمنانش بنويسد يا به من بگويد تا من
 هم گوسفندوار آن را ”بع بع“ کنم. گاهي صاحبم از تهران به من زنگ ميزند و ميگويد حالا نزديک انتخابات است بايد زياد بع بع کني. من هم
 گوش ميدم و بع بع ميکنم و ديگران را هم به بع بع کردن دعوت ميکنم. دوستي*ها و دشمني*هاي من همه به بر اساس نحوه رفتار صاحبم
 با ديگران است. اگر صاحبم از کسي خوشش بيايد لابد آدم خوبي است و اگر از کسي بدش بيايد لابد آدم منحرفي است.
من گوسفندم. فايده هاي زيادي براي صاحبم دارم. از پشم و کرکم لباس درست ميکنند تا عيبهاي صاحبم پوشانده شود. او را از سرما و گرما
 حفاظت کند. از پوستم طبل و دهل درست ميکنند تا صداي تبليغات صاحبم گوش عالم را کر کند. وجودم را در قربانگاه مصلحت ذبح ميکنند تا
 نذر صاحبم ادا شود و کفاره گناهانش شود. من قرباني ميشم تا او به بهشت برود. صاحبم دمبه مرا خيلي دوست دارد. گاهي به دمبه من
 دست ميزند و ميگويد: ماشالله، خدا بده برکت!
من گوسفندم. خيلي هم گوسفندم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 21:45  توسط مرتضی   | 
آدرس http://elaheyeaab.blogfa.com/page/NWD2008.aspx  برای اطلاع رسانی اخبار دبیرخانه در نظر گرفته شده است. همایش بزرگداشت روز ملی آب - دانشگاه ارومیه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 17:35  توسط مرتضی   |